خرید بک لینک

متنفرم از این وضعیتی که از روی نشانه ها یه چیزهایی رو میفهمی!

متنفرم از این وضعیتی که چیزی که نباید برات مهم باشه،هنوز هم برات مهمه!

متنفرم از این حساسیت ها...

متنفرم از اون دسکتاپ شلوغ، از اون فایل pdf...

برچسب: نویسنده: آرین صفری تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 0:46

"ح" از پیش استادش که میاد بهم زنگ میزنه.بهم زنگ زده بگه که استاد سختگیرش چقد از کارش خوشش اومده، با ذوق همشو برام تعریف میکنه و منم با ذوقی مضاعف گوش میدم.بهش میگم دیدی بهت گفتم استرس نداشته باش، آخرش میری و میترکونی. چقد خوبه آدم یه رفیق اینجوری داشته باشه، یه رفیقی که خوشیها و موفقیتهاش رو باه

برچسب: نویسنده: آرین صفری تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 0:46

تیر ۱۳۹۶ ( ۷ ) خرداد ۱۳۹۶ ( ۶ ) ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۰ ) فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ ) اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۰ ) دی ۱۳۹۵ ( ۸ ) آذر ۱۳۹۵ ( ۶ ) آبان ۱۳۹۵ ( ۶ ) مهر ۱۳۹۵ ( ۶ ) شهریور ۱۳۹۵ ( ۷ ) مرداد ۱۳۹۵ ( ۴ ) تیر ۱۳۹۵ ( ۷ ) خرداد ۱۳۹۵ ( ۳ ) ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۲ ) فروردين ۱۳۹۵ ( ۴ ) اسفند ۱۳۹۴ ( ۲

برچسب: نویسنده: آرین صفری تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 0:46

توی تراس وایسادم ماهی سرخ می کنم و کتاب میخونم.یه نسیم خنکی میاد،اما من دلم پیش بارونی هست که از تهران تا مونیخ باریده و من فقط با دیدن عکس هاش حسرت میخورم. از شیشه ی در تراس یه قسمتی از پذیرایی مشخصه،داداشم روی کاناپه لم داده و داره تلویزیون تماشا میکنه، بابا اون طرف تر با مگس کش افتاده به جون یکی

برچسب: نویسنده: آرین صفری تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 3:16

یأس فلسفی فقط اونجایی که کراشتون بعد از 1 سال ریش هاش رو میزنه و کل تصوراتتون به هم می ریزه:|

پ.ن: نتیجه این که ریش هم کارکرد عینک آفتابی رو داره برای پسرها :))))))

برچسب: نویسنده: آرین صفری تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 21:43

کور خوندی که الان ما رو میندازی و بعد ترجمه هاتو میدی انجام بدیم و آخر سر با کلی منت پاسمون میکنی.

حاضرم این ترم آخری درسم رو بیفتم، اما برای تو خرکاری نکنم.

#تکبیر

#بهره_وری_میفتیم_وقتی_بهره_وری_افتادن_مد_نبود

پ.ن: لعنتی اگه میندازی بنداز،اما الان وقت اعلام نمره است آخه بیشعور؟

وسط جلسه های طولانیتون و مصاحبه ی دکتری و قرنطینه برای کنکور آخه؟

برچسب: نویسنده: آرین صفری تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 17:22

اول این دو تا سر فصل از کتاب والایش امیر مهرانی رو بخونید. خب،حالا با یه آمادگی ذهنی میریم جلو. من تنهایی رو درک کردم.باهاش هم خونه شدم، دردش رو فهمیدم. تعطیلات طولانی میومد، همه ی بچه ها میرفتن خونه، اما من می موندم خوابگاه، حالا یا به خاطر کلاس بود یا به خاطر کار یا پروژه و .... اما چند باری هم

برچسب: نویسنده: آرین صفری تاريخ: جمعه 9 تير 1396 ساعت: 15:20

خرداد ۱۳۹۶ ( ۶ ) ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۰ ) فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ ) اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۰ ) دی ۱۳۹۵ ( ۸ ) آذر ۱۳۹۵ ( ۶ ) آبان ۱۳۹۵ ( ۶ ) مهر ۱۳۹۵ ( ۶ ) شهریور ۱۳۹۵ ( ۷ ) مرداد ۱۳۹۵ ( ۴ ) تیر ۱۳۹۵ ( ۷ ) خرداد ۱۳۹۵ ( ۳ ) ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۲ ) فروردين ۱۳۹۵ ( ۴ ) اسفند ۱۳۹۴ ( ۲ ) بهمن ۱۳۹۴ (

برچسب: نویسنده: آرین صفری تاريخ: شنبه 3 تير 1396 ساعت: 14:49

صفحه بندی